جمعه , 15 فروردین 1404
خانه » کودک و نوجوان » آنچه که باید بدانید » چگونه هوش هیجانی را در کودکم پرورش بدهم؟

چگونه هوش هیجانی را در کودکم پرورش بدهم؟

هوش هیجانی یعنی بتوانید اضطرابتان را مدیریت کنید تا پروژه خواسته شده از شما را انجام بدهید. یعنی خشمتان را کنترل کنید تا بتوانید تعارض های زناشویی را برطرف کنید، بتوانید بر ترس خودتان برای دستیابی به یک شغل جدید غلبه کنید. در واقع به معنای توانایی مدیریت هیجانات به یک شکل درست است که باعث افزایش کیفیت زندگی فرد می شود و پیش بینی کننده قدرتمندتری درمقایسه با هوش شناختی برای لذت بردن از زندگی است.

هوش هیجانی یعنی هشیاری و آگاهی به هیجانات بخصوص: پذیرش هیجانات ، آگاهی به خود و پذیریش خود، حساسیت به هیجانات دیگران، همدلی (یعنی دیدن چیزی از نقطه نظر دیدگران)، توانایی تنظیم اضطراب و خشم برای صحبت در رابطه با موضوعات هیجانی به شکل سازنده و نتیجه آن بینش بهتر، توانایی مدیریت بهتر هیجان و رفتار خود و رابطه بهتر با دیگران خواهد بود.

یک مطالعه بلند مدت روی کودکان در طی 50 سال  نشان داده است که  میزان شادی و موفقیت کودکانی که بزرگ شده بودند با میزان هوش هیجانی آنها همبسته بود. مطالعات زیاد دیگری به عملکرد بهتر تحصیی، موفقیت شغلی بیشتر و سلامت بدنی بیشتر در افراد دارای هوش هیجانی بالا را نشان داده اند.

هوش هیجانی فرزند شما از ارتباط با شما آغاز می شود. چطور می توانید پایه خوبی برای این هوش بگذارید؟

با اعتماد کردن شروع کنید:

او را در اغوش بگیرید و در نوزادی ه گریه های او پاسخ بدهید. هوش هیجانی بالا در نوزادی از تعامل خوب بین کودک و مراقب شکل می گیرد. که در او احساس اعتماد و اطمینان ایجاد می کند.

اضطراب خودتان را کم کنید: سالیوان یکی  از روانشاسان برجسته  100 سال قبل گفته بود که کودکان اضطراب را از والدین خود می گیرند. تحققیات اخیر این موضوع را تایید کرده اند که لمس، صدا  حرکت یک بزرگسال می تواند یک کودک را مضطرب یا آرام کند. پس خیلی مهم است که به این تظاهر هیجانی خودمان آگاه باشیم و آن را کنترل کنیم تا بر روی کودکمان اثر نامطلوبی نگذاریم. آرامش شما کمک می کند که فرزندتان مغز و سیستم عصبی آرام تری داشته باشد.

هیجانات کودکتان را بپذیرد و آنها را تایید کنید. مشخصا همه رفتارها قابل پذیرش نیستند ولی همه هیجانات قابل پذیرش اند. شما می توانید اعمال فرزندتان را محدود کنید در شرایط لازم. درباره هیجانات با او صجبت کنید که شاید در کنارل او نباشد که چه هیجانی را تجربه می کند اما او می تواند انتخاب کند که چه کاری را بریا مدیریت آنها انجام دهد.

همدلی کنید: همدلی کردن شما به کودکتان کمک می کند که هیجاناتش را بپذیرد و در این صورت در مرحله بعد می تواند آنها را حل کند. همدلی شما به او نشان می دهد که زندگی هیجانی او خطرناک نیست وا این یک پدیده جهانی است و قابل مدیریت است و او هم یاد می گیرد هیجاناتش را بپذیرد و در نهایت خودش را بپذیرد.

هیجانات را جریمه نکنید یا حواس او را از هیجانات پرت نکنید. برای مثال وقتی او به خاطر زخمی گریه می کند نگویید که پسران بزرگ گریه نمی کنند. او را به خاطر هیجانی که تجریه می کند شرمسار نکنید. اجازه بدهید که به شما نشان دهد چه اتفاقی افتاده است و برای او کمی زمان بگذارید آن وقت او می تواند از هیجانی که تجربه می کند به راحتی رها شود.

سرکوب کردن وثر نخواهد بود.: تایید نکردن ترس و خشمش، مانع تجربه کرد این هیجانات نخواهد شد و ا فقط یاد م یگیرد آنها را سرکوب کند. هیجانات سرکوب شده هیچ وقت از بین نمی روند بلکه آنها در اولین فرصتی که پیدا کنند برون ریزی کنند چون تحت کنترل هشیار نیستند و می توانند خودشان را در قالب کابوس های شبانه یا تیک ها و… نشان دهند.

مدیریت هیجانات بع کاهش شدت هیجانات کمک می کند: خشم کم نمی شود تا زمانی که شنیده شود. پذیرش هیجانات کودک و انعکاس دادن آنها به این معنا نیست که شما با آن هیجان موافق هستید یا او را به خاطر هیجان منفی که دارد تشویق می کنید . شما فقط نشان می دهید که میقهمید چه احساسی دارد. ” گوش بدهید، آگاهی پیدا کنید و  انعکاس بدهید.” تو مطمئنا از برادرت عصبانی هستی کمی در رابطه با آن برایم توضیح بده”

به کودکتان آموزش بدهید که خودش را آرام کند: وقتی که کودکان ما نوزاد هستند شبکه های عصبی یاد می گیرند که خودشان را آرام کنند از طریق آرام سازی های مداومی که توسط مراقب کودک صورت می گرفته و کودکان یاد می گیرند که نیازهای فیزیکی و هیجانی آنها قابل تحمل و مدیریت هستند.

در واقع وقتی ما نوزادی را آرام می کنیم سیستم عصبی او امادگی بیشتری برای آرام کردن خودش در آینده ایجاد می کند. کودکانی که در نوزادی نیازهای آنها تامین شده است (مثلا به موقع غذا دریافت نکرده اند یا والد به موقع حضور نداشته است) زندگی را تهدید برانگیز نمی بینند. اما در غیر اینصورت آنها به سختی یاد می گیرند که خودشان را ارام کنند و اضطراب بیشتری را تجربه می کنند.

به کودکتان حل مساله کردن را آموزش بدهید: گاهی کودکان خودشان نمی توانند حل مساله کنند و گاهی نیاز به راهنمایی والدین دارند. اما در مقابل وسوسه اینکه شما برایشان حل مساله کنید بایستید و اجازه دهید که از شما کمک بگیرند. در غیر اینصورت این پیام را به او می دهید که تو صلاحیت لازم برای حل مشکلاتت را نداری.

سعی کنید مدل خوبی برای مدیریت هیجانات و هوش هیجانی برای فرزندتان باشید. شما خشم و اضطرابتان را چگونه مدیریت می کنید؟ آیا مداوم بحث می کنید با اطرافیان خودتان؟ صدای خود را بلند می کنید؟…
[برای اطلاعات بیشتر پست مقابل را مطالعه نمایید: کنترل هیجانات منفی برای مدیریت کودک بیش فعال ]

حتما ببینید

الکتروانسفالوگرافی و تشخیص بیش فعالی

الکترو انسفالوگرافی (EEG) برای ثبت امواج مغزی با استفاده از پوست سر استفاده می‌شود. هدف …